مطمئن باشید قابل کنترله!


 

به وقت محدودیت، نیازها را كنترل كنید :

اگر شما چند دقیقه ای در خیابان منتظر تاكسی باشید اما كسی توقف نكرد ، آیا خود را به وسط خیابان می اندازید تا كه ماشینی ترمز بزند و نگه دارد و اگر ترمز نزد و یا دیر ترمز كرد چه می كنید و اگر بالفرض هم ترمز زد و شما سالم ماندید اما نخواست كه شما را سوار كند باز چه می كنید پس عاقلانه تر این است كه بیشتر صبر كنید و یا راه حلی دیگر بیابید .

با تمام سركشی و قدرتی كه غریزة جنسی دارد و یكی از قلدرترین غرایز انسان است ،اما در عین حال ، قابل كنترل ترین نیاز انسان نیز هست ، یعنی با تمام چموشی و بد خویی این نیاز ، یكی از خوش قلق ترین نیازهای انسان است بطوریكه می توان آن را كنترل كرد ، رامش كرد و سالیان سال و حتی برای مدت یك عمر آن را خواباند – كاری كه برخی ها انجام می دهند و برای یك عمر به پاكی نیز زندگی می كنند – اما چون در اسلام تأكید به ازدواج شده است هیچگاه دستور نمی دهد كه این نیاز را برای همیشه محروم نگاه دارید بلكه فرمان می دهد كه به وقت فراهم نبودن شرایط و امكانات ، آن را تا رفع محدودیتها ، كنترل كنید .

حفظ چشم مقدم بر حفظ اندام ذكر شده است چرا كه رها كردن چشم مقدمة رها گشتن اندام دیگر می شود

دستور خداوند این است كه "ولیستعفف الّذین لایجدون نكاحاً ((آنهایی كه امكان ازدواج برایشان مهیا نگشته عفت بورزند)) این توصیه ، توصیه به صبر نیست بلكه ارائه راهكار و بیان درمانگری است و به افراد توصیه می كند كه با عفت ورزیدن ، كنترل این غریزه را به دست گیرند و نگذارند این غریزة قابل كنترل ، طهارت و پاكی و شرف و عزت آنها را برباید و در منجلاب زشتی ها و فسادها فرو برد ، چرا كه این غریزه با تمامی قدرت و تحریك پذیریش ، سریع هم به خواب می رود و می توان آن را با تحریك نكردن ، سالهای سال در خواب نگه داشت  و اولین راه و یكی از مؤثرترین راههای كنترل این غریزه ، كنترل نگاه و چشم است زیرا كه بیشتر سركشی های این غریزه با نگاه شروع می شود و با نگاههای مداوم ، این غریزه جان می گیرد و قوت می یابد و كار را به آنجا می رساند كه قوة خیال را به خدمت گرفته ، به تصویر سازی همة آنچه كه دیده و یا ندیده هایی كه می خواهد ببیند می پردازد و آن وقت است كه این غریزه ، سركشی هایش را به اوج می رساند و فكر و ذهن افراد را به خود مشغول می كند . و وقتی درباره ریشة این مشكلات ، ردیابی دقیقی صورت گیرد مشخص می شود كه همین نگاههای آلودة اولیه ، هیزم این همه آتش افروزیهای این غریزه گشته است .

 

"قل للمؤمنین یغضّوا من ابصار هم و یحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم انّ الله خبیر بما یصنعون" (نور/30) ((به مؤمنان بگو كه چشم ها را فرو بیندازند و اندامشان را محافظت كنند ، این كار برایشان پاكیزه تر و رشد دهنده تر است ، همانا خداوند نسبت به آنچه كه می كنند آگاه است)) در این آیه حفظ چشم مقدم بر حفظ اندام ذكر شده است چرا كه رها كردن چشم مقدمة رها گشتن اندام دیگر می شود و این دستور ، دستور بر چشم بستن نیست بلكه منظور چشم تیز نكردن و نگاه را سریع رد كردن است . و حكمت این خود نگهداریها را هم بیان می كند كه برای این است كه پاكیزه تر بمانید و رشد كنید و در اسارت هوی و هوسهایتان باقی نمانید و زمین گیر نشوید . راه دیگر این است كه در نتایج این رفتارها دقت كنید و ببینید مگر چه سودی نهفته است و چه بركت و خیری و چه مشكل گشایی در این گونه بی قید و بندیها هست و چه رشد و منزلتی در این حرمت شكنی هاست جز اینكه آبروی انسان ریخته شود و باعث سرشكستگی خانواده گردد و سرنوشت سیاهی را برای انسان رقم بزند .

این قلبها تنها به ذكر و یاد خدا آرام می گیرد و تا او در قلب و جان ما جای دارد نظر به هیچ كس و هیچ چیزی نداریم و همینكه او برود شب وجودمان شروع می شود

و اما راه بسیار مهمتر و بهتری نیز برای كنترل مطمئن این غریزه وجود دارد كه نه تنها این غریزه را كنترل می كند بلكه كنترل كل نفس را به دست انسان می دهد .همة آنهایی كه می بینید به انحراف كشیده شده اند در یك موضوع مشترك هستند و آن انس نداشتن و غافل بودن از یاد و نام خداست . ما زمانی چشممان بر زمین می افتد كه نگاهمان را از آسمان برگیریم و  وقتی مریض می شویم كه سلامت خود را به خطر اندازیم و زمانی سقوط می كنیم كه صعود یادمان می رود و زیر پایمان را هم نگاه نمی كنیم . و زمانی ناامید می شویم كه تهی بودن را در خود احساس كنیم . و وقتی گناه می كنیم كه دیگر به انسانیت و به پروردگارمان فكر نمی كنیم . همة بیچارگی ما از فراموش كردن آن معشوق حقیقی است ، او را فراموش كرده ایم و به شبحات شبهه ناك ، دلمان را خوش كرده ایم ، یادمان رفته است كه تنها او می تواند این وجود پر تلاطم و پر از هیجان جان و روح ما را آرام كند . ما بیشتر از هر نیازی نیازمند به خود اوئیم و بیشتر از هر ضرورتی در زندگی ، وجود نازنین و پر از صفا و صمیمیت خود اوست كه جانهای مرده را زنده می كند و به زندگی های تكراری و ملال آور ، روحی تازه می بخشد . این نیازمندی نه فقط نیازبه رزق وروزی اوست بلكه نیازمندی به وجود نازنین وپرازبركت خود اوست . این ضعف ها واین افسردگی ها واین كج روییها واین خمودگیها واین سركشی ها و این لغزشها واین همه ركودها و این همه سقوط ها همگی ناشی ازاین است كه خود «او» رانداریم و گرنه اگر« او » باشد .پس این همه كمبودها و كسریها و این همه سرفرود آوردنها و نذردیگران شدنها اینهمه تنهایی ها وظلمت ها ووحشتها ازكجاست .

خود« او » را گم كرده ایم و وجود پر از مهر و پر از صفا وصمیمیت خود « او» رادر زندگی كم داریم . اما افسوس كه بزرگترین فراموشی وخطرناكترین غفلت به مادست داده است.

حتما با ما همراه باشید

 

مدرسه علمیه نرجس با تلخیص


تاریخ خبر : 1388/11/20     آدرس خبر :http://majame.tehran.irhttp://majame.tehran.ir/default.aspx?tabid=385&ArticleId=615
تعداد مشاهده : 801
چاپ print